به جمهور در بارهي اصلاحطلبي:
اصلاح طلبي يعني چه؟ و آيا اصلاحطلبي به معناي رايج آن در چارچوب بستهي قانون اساسي اصولا ميتواند ايرانيان خارج از گود را به حقوق اصليشان برساند و يا تنها ميتواند آنها را به آن حقوق حقه نزديك و يا حتي از آن دور كند؟
اصلاحطلبي يك معناي عام است و در هر سيستمي حدود و ثقور و سقف و كف مشخصي دارد؛ از جمله در چارچوب يك قانون اساسي ايدئولوژيك و بسته.
اين عبارت مسلما باعث سوء تفاهماتي در سطح عوام و حتي خواص خواهد شد.
همچنين حتي بين طيف موسوم به اصلاحطلبان هم وجود تنوع آراء و سوءتفاهمات و سلايق به وفور يافت ميشود.
با اين حساب شايد پاسخ مدعيان اصلاحطلبي به سوالاتي بنيادي و شفاف، بتواند تا حدودي از دامنگير شدن اين سوءتفاهمات گمراهكننده جلوگيري نمايد. هر چند عدم پاسخگويي شفاف مدعيان اصلاحطلبي بهاقتضاي مصلحت و مصالح جناحي جهت پيشبرد اهداف خود، شايد نتواند به پرسشگر كمك شاياني كند.
مثلا پاسخ به اين پرسش كه: آيا هر ايراني فارغ از دين و مذهب و گرايشات و التزام عملي به فلان نظريه و بهمان فرضيه و سليقه و يا مكتب به صرف ايراني بودن حق حضور در نظام تصميمسازي و تصميمگيري زادبومش را دارد يا نه؟ و اصولا چنين حقي چگونه بايد قانونمند شود؟ طرح چنين پرسشي شايد بتواند راهگشا باشد و از سوء تفاهمات بيشتر پيشگيري كند.
فراگير كردن اين پرسش توسط رسانههاي آزاد انديش و تمام ايرانيان آزاده در اين مقطع شايد بهضرر اصلاحطلبان و بهنفع اصولگرايان تمام شود، اما در هر صورت زمان طرح آن جهت بهدستگيري ابتكار عمل بايد توسط اپوزيسيون بصورت هوشمندانه و استراتژيك باشد. شايد تنها در آنصورت بتوان از تلاشي شفاف بهسوي جامعهاي دموكراتيك نتيجهاي بهتر گرفت و از هرز رفتن بيشتر و گرهكور شدن مطالبات ملي-ميهني ايرانيان حذف شده از نظام تصميمسازي و تصميمگيري پيشگيري كرد.