<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مه mahgoon گون</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/</link>
<description>دیدگاه مهیار نیلگون از &quot;همزیستی مسالت آمیز&quot;                                                         </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 11 Dec 2008 16:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عوام و خواص</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#6699ff size=1&gt;نقش کمی و کیفی عوام و خواص در زندگی مسالمت آمیز پایدار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;STRONG&gt;براستی عوام و خواص چه کسانی اند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;...لحظه ای می اندیشم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; بدون در نظر گرفتن پایگاه اقتصادی  آیا من خود را جزو عوام می دانم یا خواص؟...شما چه طور؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در شهر هنوز ویترین هایی هست که در آن کسی که قهوه می نوشد و از سیگار، پیپ، کراوات، کلاه، عمامه، لباس شیک، عینک و حتی زمانی پیراهن چینی و شلوار جین پاره و کثیف و چرک و یقه بالازده ی پالتو بعنوان سمبل و نشانه ی روشنفکری و برتری فکری بهره برداری می کند و سوار کالسکه و هواپیما می شود خود را از خواص می داند، و کسی را که با شورت توی خیابان نمی آید و یا می آید جزو عوام می شمارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به همین راحتی، بروز و تولید روز افزون سوء تفاهمات رنگارنگ از معانی و مصادیق عوام و خواص، یکی از خیالاتی است که باعث شکل گرفتن نوعی اختلاف طبقاتی معرفتی-فرهنگی کاذب در جامعه می شود. یک روز عمامه زیر پاست یک روز بالای سر. یک جا روسری توسری است یک جا سروری. یک جا به خاطر نداشتن روسری محروم می شوی یک جا به خاطر داشتنش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مثل همه ی پدیده ها، زندگی مسالمت آمیز هم می تواند صوری و کاذب و ناپایدار، و نیز باطنی و حقیقی و پایدار باشد. اگر بپذیریم که از مبانی توسعه و برقراری زندگی مسالمت آمیز کیفی پایدار، افزایش کیفی و کمی معرفت، و تفاهم عمومی خواص آن برای محترم دانستن حقوق و سلایق شهروندان متعهد به اراده ی عمومی بدون اعمال زور است، باید قبول کنیم که ناپایداری آن وابسته به افزایش کمی  سوء تفاهمات و دانش ناقص و نگاه تک بعدی عوام آن تحت اعمال روزافزون قدرت قاهره ی زور خواهد بود؛ بنابراین شاید عموما زندگی مسالمت آمیز بر مبنای سوء تفاهمات شهروندان یک جامعه، بدون اعمال زور و قدرت قاهره، امری محال باشد. بویژه که سیستم حکومتی زاینده ی عوام باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مهمترین خصوصیت عوام، نگاه تک بعدی، قیاس  نابجا، قضاوت سریع و صدور حکم واجرای آن قبل از یقین است. شاید بتوان گفت: عوام بودن و خواص بودن از جنس روح است، نه جسم. با این حساب در یک اجتماع این نوع نگاه و رویکرد کاربردی ایده ها و نوع حل کرن مسئله است که شما را جزو عوام یا خواص قرار می دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;عوام و خواص  منحصر به هیچ قشر خاصی نیستند و در تمامی طیفهای جامعه می توان از آنها سراغ گرفت.چه بسیار تحصیلکرده گان زحمتکش و بارکش اطلاعات که از عوامند، و بیسوادان بارکش و حمال کالا که از خواص. چه بسیار ارباب عوام هستند که خود را مالک  رعیت خواص می دانند، و چه بسیار معلم و استاد عوام که خود را متمایز از شاگردان و دانشجویان خواص می دانند. اگر نگاه کلیشه ای، سرسری  و حق به جانب و  تمامیتخواه را از مهمترین ویژگی های عوامانه بدانیم، بنابراین پایگاه اقتصادی ناشی از توزیع ناعادلانه ی قدرت نمی تواند سنگ محکی بین عوام و خواص باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;محققین و دانشمندان حقیقی ( نه صرفا حرفه ای) که در تمام جوانب زندگی، عمری نگاه خویش را با تفکر، تعمق، جستجو و تحقیق غیرمغرضانه ورزیده کرده  و پرورش داده اند، بدرستی می دانند که برای شناخت کامل هر پدیده بینهایت زاویه ی دید وجود دارد که با توجه به محدودیت توان بشر رسیدن به یقین را ناممکن می سازد. بنابراین برای یک حقیقتجو( که حقیقتا از خواص است) قضاوت سریع بر اساس یک نگاه  تک بعدی، نوعی حماقت ناشی از ضعف و نادانی است، اما برای یک عوام همین ابراز وجود نوعی شهامت، شجاعت و جسارت ناشی از قدرت و دانایی و حق به جانبی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;عوام (چه تحصیلکرده چه بیسواد) با اولین نگاه - گیریم با تکیه بر اطلاعات و مفروضاتی چند- اهل قضاوت و صدور حکمند. &lt;/STRONG&gt;در حقیقت نگاه موروثی و سنتی کور، و نگاه غرض آلود ناشی از ارزش های منفعلانه ی  روز، هر دو از آبشخوری دگم و تحمیلی برخوردارند. غالب بودن نیروی هیجان بر تعقل در بین عوام ( چه تحصیلکرده و چه بیسواد) فارغ از پایگاه اقتصادی، باعث می شود که  افراد برای رسیدن به مقصد و اقناع سریع هیجان در کورس رقابت و سرعت  با افسار گسیختگی از هم سبقت گیرند. چرا که حتی برای اثبات تعقل ( در نظام به ظاهر عقل مدار) تو باید فرصت را از دیگری بربایی وگرنه از دور توفیق حذفی! در جامعه هر عاملی که به این افسارگسیختگی دامن زند میتواند شیوع این بیماری را تشدید کرده آنرا به یک اپیدمی تبدیل نماید. &lt;STRONG&gt;اقناع نشدن قلبی آحاد یک جامعه برای واکنش و کنش در حل کردن مسائل شخصی و اجتماعی، یکی از بزرگترین موانع برقراری جامعه ی مسالمت آمیز پایدار است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگرقدرت حاکمه ( چه دموکراتیک چه غیردموکراتیک) تحت عناوین متنوع  ایدئولوژیک، پلورالیزم، سنت، مدرنیته و... شهروندان یک جامعه را بصورت صوری و ظاهری به شهروندان مبادی آداب و حرف گوش کنی  تبدیل کند که ناگزیر از سرسپردنند( نه دل سپردن) و بدون اقتاع عقلی و قلبی تن به قواعد بازی تحمیلی می دهند آن گاه با تکثیر روزافزون از خود بیگانگی، عوام آن جامعه تحت پوششی دروغین اما موجه برای رسیدن به امنیتی موقت به هر وسیله ی صوری به غصب قدرت خواهند پرداخت. در چنین جامعه ای روش حل کردن مسائل برای دستیابی سریع ( سرسری و سطحی) به پاسخ بر اساس فرمول عرضه و تقاضای توزیع شده توسط اهرم های تحمیلی قدرت در آن جامعه صورت خواهد پذیرفت (میخواهد این جامعه از یک سیستم لاک پشتی سنتی برخوردار باشد و یا از یک سیستم سریع مدرن). آن چه در این میان مغفول است توسعه ی نقش و فرصت آگاهی و اعمال اراده ی شهروندان آگاه آن در توزیع قدرت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگر آگاهی وجه تمایز بین عوام و خواص باشد باید سیستم حاکم بر جامعه فرصت لازم برای زندگی مسالمت آمیز بدون اعمال زور را فراهم آورد. حال آنکه در مدرن ترین جوامع، ما هر روزه  شاهد گسترش زندان ها و محرومین از مواهب طبیعی و اجتماعی هستیم. همچنانکه در میهن ما هر روزه بر تعداد زندانیان افزوده میشود. رشد زندان ها در تمام جوامع بیانگر افزایش قدرت عوام در آن جامعه است؛ چه آن که شهروندان جوامع قرن بیست و یکمی هنوز نتوانسته اند به زندگی مسالمت آمیز بدون اعمال زور تن دهند. &lt;STRONG&gt;چرا که هنوز هیچ سیستم حکومتی به عنوان یک مدل موفق نتوانسته امنیت را بر پایه های یک پلیس درونی محترم در قلب شهروندان خویش نهادینه و استوار کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Dec 2008 16:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوء تفاهم اصلاح‌طلبي</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot; size=3&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;به &lt;A href=&quot;http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1575&quot; target=_blank&gt;جمهور&lt;/A&gt; در باره‌ي &lt;A href=&quot;http://schoolbreak.org/index.php?q=aHR0cDovL2pvbWhvdXIuaW5mby8yMDA4LzEyLzA5L3Bvc3QtNTQwLmh0bWwjY29tbWVudHM%3D#comments&quot; target=_blank&gt;اصلاح‌طلبي&lt;/A&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;اصلاح طلبي يعني چه؟ و آيا اصلاح‌طلبي به معناي رايج آن در چارچوب بسته‌ي قانون اساسي اصولا مي‌تواند ايرانيان خارج از گود را به حقوق اصليشان برساند و يا تنها مي‌تواند آن‌ها را به آن حقوق حقه نزديك و يا حتي از آن دور كند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;اصلاح‌طلبي يك معناي عام است و در هر سيستمي حدود و ثقور و سقف و كف مشخصي دارد؛ از جمله در چارچوب يك قانون اساسي ايدئولوژيك و بسته.&lt;BR&gt;اين عبارت مسلما باعث سوء تفاهماتي در سطح عوام و حتي خواص خواهد شد.&lt;BR&gt;همچنين حتي بين طيف موسوم به اصلاح‌طلبان هم وجود تنوع آراء و سوء‌تفاهمات و سلايق به وفور يافت مي‌شود.&lt;BR&gt;با اين حساب شايد پاسخ مدعيان اصلاح‌طلبي به سوالاتي بنيادي و شفاف‏، بتواند تا حدودي از دامن‌گير شدن اين سوء‌تفاهمات گمراه‌كننده جلوگيري نمايد. هر چند عدم پاسخگويي شفاف مدعيان اصلاح‌طلبي‌ به‌‌اقتضاي مصلحت و مصالح جناحي جهت پيشبرد اهداف خود، شايد نتواند به پرسشگر كمك شاياني كند. &lt;BR&gt;مثلا پاسخ به اين پرسش كه: &lt;STRONG&gt;آيا هر ايراني فارغ از دين و مذهب و گرايشات و التزام عملي به فلان نظريه و بهمان فرضيه و سليقه و يا مكتب به صرف ايراني بودن حق حضور در نظام تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زادبومش را دارد يا نه؟&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;و اصولا چنين حقي چگونه بايد قانونمند شود؟ &lt;/STRONG&gt;طرح چنين پرسشي شايد بتواند راه‌گشا باشد و از سوء تفاهمات بيشتر پيشگيري كند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#6699ff&gt;فراگير كردن اين پرسش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; توسط رسانه‌هاي آزاد انديش و تمام ايرانيان آزاده &lt;STRONG&gt;در اين مقطع&lt;/STRONG&gt; شايد به‌ضرر اصلاح‌طلبان و به‌نفع اصول‌گرايان تمام شود، اما در هر صورت زمان طرح آن جهت به‌دست‌گيري ابتكار عمل بايد توسط اپوزيسيون بصورت هوشمندانه و استراتژيك باشد. شايد تنها در آن‌صورت بتوان از تلاشي شفاف به‌سوي جامعه‌اي دموكراتيك نتيجه‌اي بهتر گرفت و از هرز رفتن بيشتر و گره‌كور شدن مطالبات ملي-ميهني ايرانيان حذف شده از نظام تصميم‌سازي و تصميم‌گيري پيش‌گيري كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 20:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ‌نويسان نقاب‌دار و بی‌نقاب</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>به ملکوت در باره‌ی &lt;A href=&quot;http://blog.malakut.ir/archives/2008/12/post_1681.shtml#comments&quot; target=_blank&gt;وبلاگ‌نويسی&lt;/A&gt;: 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيال می‌کنم قياس بين وبلاگ‌نويس نقاب‌دار و بی‌نقاب امری محال است.&lt;BR&gt;که قياس بدون شناخت ابتدای کفر و پوشاندن حقيقت است.&lt;BR&gt;نقاب‌دار و بی‌نقاب هر دو در يک عرصه و در يک شرايط و يک موقعيت اجتماعی نيستند که با هم قابل قياس باشند.&lt;BR&gt;يک نقاب‌دار می‌تواند رهزن سرگردنه باشد، و يا يک تيرانداز غيبی و يا کسي‌که شير و خرما می‌برد برای گرسنگان و يا کسی‌که تنها زير نقاب مي‌تواند با نور و در نور سروکار داشته باشد و يا...و يا يک بی‌نقاب مي‌تواند برای کسب سرقفلی يلی باشد در جنگ‌های زرگری و يا يک تشنه‌‌ی قدرت باشد به دروغ و يا يک مبارز سرباز باشد آماده‌ی شهادت و يا تنها يک عابر پياده‌ی بی‌خيال باشد برای هواخوردن و پياده‌روی...&lt;BR&gt;در هر وضعيت آن‌چه مسلم است وبلاگ‌نويس بی‌نقاب، واقع‌بين‌تر به‌نظر مي‌رسد چرا که با علم و آگاهی و انتخاب مي‌تواند نتيجه‌ی اراده اش را نقدا کسب نمايد.&lt;BR&gt;اما يک بی‌نقاب يا بايد بيمار و ديوانه باشد و يا عاشق،و شايد هم مزدور و چه و چه...&lt;BR&gt;همچنان‌که يک نقاب‌دار می‌تواند نقش مزدوری را واقع‌بينانه‌تر بازی کند. &lt;BR&gt;به هر حال آن چه مهم است این است که وبلاگنويس بی‌نقاب عموما باید کاسب‌تر از وبلاگنويس نقاب‌دار باشد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 18:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عرب بازی</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>در اين &lt;A href=&quot;http://pardeh.blogspot.com/2008/12/blog-post_04.html&quot; target=_blank&gt;بازی&lt;/A&gt; &lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot; size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من اين‌گونه بازي مي‌كنم: &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بين حقيقت گنگ جسم عرب و عجم(؟!) نه دشمني، نه دوستي و نه تحقير و نه برتري و نه كهتري وجود ندارد. هر چه هست خيالي است تاريخي كه به ذهن و شخصيت انساني ما تجاوز مي‌كند و كسي‌كه به اين تجاوز تن دهد و آن را بپذيرد به متجاوز حق داده است كه به او تجاوز كند.&lt;BR&gt;حالا شما از قوم عربيد يا ضد(؟!) آن، و يا هر چه، مهم نيست؛ مهم اين‌است كه شما جوگيريد و كودك، و يا مستقليد&lt;/FONT&gt; &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و بالغ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 20:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آگهي و آگاهي</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot; size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;STRONG&gt;به يك مترجم چيره‌‌دل نياز است كه به هيچ‌كدام از زبان‌هاي رايج دنيا &lt;FONT size=2&gt;آشنا&lt;/FONT&gt; نباشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 20:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كلاغ زنده</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هوا سرده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بيل طلايي رو كناري ميندازم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;عرق پيشونيمو با پشت دست پاك مي‌كنم و زير سايه‌ي درختي كه اون‌ور ديوار خونه‏، كنار جوي آب كثيفي هنوز ايستاده، مي‌شينم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چيزي دم‌دست ندارم تا گلويي تر كنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هنوز نميدونم توي باغچه‌اي كه سالهاست هزاران علف هرزه همه جاش روييده، بعد از سالها شخم زدن چي بايد بكارم!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بي‌چاره باغچه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بي‌چاره بيل.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;كرمي به‌ زير خاك شخم‌خورده ميخزه‏، و نصف ديگه‌شو به حال خودش رها مي‌كنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;كلاغي بالاي درخت به سايه‌ش خيره شده و قار قار نمي‌كنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 19:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ازدواج نویسنده ممنوع!</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff9999 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;تقدیم به کسانی که شاملو و  آیدا نیستند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#3399cc size=1&gt;&lt;STRONG&gt;اگر می‌خواهید عروسک نباشید، لطفا با نویسنده‌های ناتوان و تک‌بعدی که اهل بافتنند نه خواندن، &lt;FONT color=#ff3366&gt;ازدواج نکنید!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#3399cc size=1&gt;&lt;STRONG&gt;نویسنده‌های بافنده هم  اگر خدا نیستند و اگر می‌خواهند با غفلت و  ستم در حق همسر و فرزند و نزديكان،‏ از بشر بودنشان چیزی کم نشود اساسا ازدواج نکنند بهتر است!  و عشق را در حد بضاعت و حوصله و وقت، از فروشگاه‌ها و کتابفروشی‌ها  تهیه کنند!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;عروسک‌ها&lt;/STRONG&gt; هیچوقت هوس، غريزه و هیجان را به جای عشق اشتباه نمی‌گیرند و اصلا عاشق هم نمی‌شوند و هیچوقت اشتباه نمی‌کنند ( چرا كه ديكته‌ي نانوشته غلط ندارد)، محبت و گذشت نمي‌دانند‌؛ نه گریه می‌کنند نه خنده؛ نه سردشان می‌شود نه گرمشان؛ به جای زندگی خیال نمی‌کنند و به جای خیال زندگی‎؛ چیزی را قاطی نمی‌کنند؛ کسی توی گوششان نمی‌زند تا اینها با گذشت خویش، با‌کرامت شوند؛ فرق کاسبی و معامله را با محبت نمی‌دانند؛ عروسک‌ها هیچوقت حیوان نمی‌شوند، همانطور که هیچوقت آدم نمی‌شوند؛ اما از بشر دو پا هر کاری بر می‌آید، آدم شدن پیش کش، حتی خدا هم می‌شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وسوسه انگیز است: بله، انسان می‌تواند خدا شود! اما برای خدا شدن تمهيداتي و مصالحي لازم است؛ مصالحی واقعی که تو را آنقدر بزرگ کنند تا در هیچ چیز جا نشوی. قبل از هر چیز به یک شیطان نیاز داری که به تو خیانت کند و تو دم نزنی و به او فرصت دهی؛ مالت را بخورند و تو کک‌ات نگزد؛ دنیای‌ات را به گند بکشند و تو جیک نزنی؛ باید خیلی بخشنده باشی، رحمان، غفور، بزرگ و از این حرفها... باید بتوانی خلق کنی، جوری که نه چیزی از تو کم نشود نه اضافه، نه کوچک شوی نه بزرگ. ببینی و احساساتی نشوی، ببخشی و معجزه کنی. اما نویسنده‌گان بافنده به جز خلق يك نوشته‌ برای هیچ امر واقعی وقت کافی ندارند؛ آنها تمام حواس و توجه شان به دنیای درون است و از آدمهای دور و برشان تنها بعنوان مصالح ساختمانی پروژه‌ي عزيز خود بهره می‌برند نه انسان، چون برای با انسان زیستن نباید به چیزی جز او و اهداف مشترکتان با او‏، و هزینه شدن در راه مشترك فکر و عمل کنی؛ اما نویسند‌ه‌گان بافنده حاضرند همه چیز و تمام بشریت را نابود کنند تا خیالشان را ببافند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک نویسنده‌ی بافنده در واقع دارد با خیالش ازدواج می‌کند و برای داشتن امنیت، تنها به یک عروسک و یک روبات حرف گوش کن، به يك خدمت‌كار مطيع و بي‌دردسر بدون‌خواسته، به یک دیو چراغ جادو که که به حوائجش بصورت دربست خدمات بدهد نیاز دارد. &lt;STRONG&gt;نویسنده‌ي تك‌بعدي&lt;/STRONG&gt; نقدا &lt;STRONG&gt;مهرطلب&lt;/STRONG&gt; است و نقدا با  &lt;STRONG&gt;مهرورزی&lt;/STRONG&gt; بیگانه است، و برای جبران مافات، حقوق نسیه و خیالی بشری را( بويژه در مورد نزديكان دور و برش) جدي حساب نكرده و به بازی می گیرد، بنابراین شايد به درد زندگی واقعی نمی‌خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته کسی هم که با یک نویسنده( چه بافنده چه خواننده) ازدواج میکند دارد با خیالش معامله می‌کند، چرا که نمی‌تواند در هدف و مرکز توجه او( كه غير از خودش است) شریک شود، پس &lt;STRONG&gt;غالبا تنهاست&lt;/STRONG&gt; و به خاطر  این تنهایی است که کم کم بهانه گیر می‌شود، و با واکنشهایش روان نویسنده را پریشان کرده، تمرکزش را از هم می‌پاشد. &lt;STRONG&gt;اين عرصه شايد تنها يكي&lt;FONT color=#6699ff size=4&gt; آيدا&lt;/FONT&gt; مي‌‌خواهد و يكي &lt;FONT color=#ff6666 size=4&gt;شاملو&lt;/FONT&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کمتر زوج نویسنده  و هنرمندی را دیده‌ام که از &lt;EM&gt;&lt;U&gt;زندگی مشترک &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#6699ff&gt;مسالمت‌آميز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt; رنج نبرند، و بتوانند هنرمندانه زندگی کنند، چرا که تمام توجه  یک نویسنده و یک &lt;STRONG&gt;خالقی که خدا نیست&lt;/STRONG&gt; صرف چیزی مجازی می‌شود که در واقعیات وجود خارجی ندارد و خیلی سخت می‌تواند از این وادی خیال و تصور و توهم خود بافته، خویش را مثل یک روبات بیرون بکشد، چرا که او بشر است، نه خدا و نه ماشین! و نمی‌تواند آن‌قدر منعطف باشد و جوری نقش بازی کند که &lt;STRONG&gt;در قالب یک لاک‌پشت از اعماق تاریک اقیانوس خیالاتش یکهو بپرد توی حوض ماهی یار، و بر بال‌های فرشته  اوج بگیرد تا آسمان بیکران عشق، تا خورشید واقعی زاینده‌ی زندگی و حيات. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Dec 2008 17:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راديو زمانه، و نقش ارزشي كاريزما و مشاركت در مدل آنارشي جذاب</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman (Arabic)&quot; size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman (Arabic)&quot; size=2&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;نقدي بر مقاله ي جامي:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://sibestaan.malakut.org/archives/2008/11/post_668.shtml#comments&quot; target=_blank&gt;مديريت زمانه: بوروکراتيک يا پست-بوروکراتيک؟ &lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هر نهاد اجتماعي به نسبت گستردگي سازمان و ساختار دموكراتيك خود، در كنار احقاق اهداف بلند مدت و كوتاه‌مدت آن نيازمند برآورد و تامين منابع انساني، سخت‌افزاري و نرم‌افزاري و بودجه و زمان است. ساز و كار حاكم بر مكانيزم و استيل تصميم‌سازي و تصميم‌گيري و اجراي پروژه‌ها نيز نيازمند بكارگيري زبان مشترك غير قابل سوءتفاهم است. اما از سويي در روند برقراري سيكل اداري- مالي حاكم بر تشكلات دموكراتيك عوامل ناشناخته ميتواند نرخ پيشروي و توفيق اهداف را تحت تاثير قرار دهد. هماهنگ كردن باكس‌هاي چارت سازماني‏، و اخذ مجوزها در حوزه‌ي اختيارات محدود مدير اجرايي هميشه از سرعت و كيفيت و كميت آن مي‌كاهد اما ظاهرا گريزي از آن نيست و براي قابل رد يابي بودن حقوق صاحبان مالكين سازمان‏، ضمن غير قابل انكار بودن تقبل نرخ ريسك مديريت اجرايي، توفيق يا شكست پروژ‌ه‌ها مستلزم تحليل استاندارد داده‌ها‌ست كه كنترل كيفيت و تطبيق‌ آن با اسانامه و قوانين جاري با بازرس قانوني است. در اين ميان اما جايي براي اندازه‌گيري نقش &lt;STRONG&gt;كاريزما&lt;/STRONG&gt; و نيز &lt;STRONG&gt;مشاركت&lt;/STRONG&gt; ديده نشده است. چرا كه كاريزما قابل اندازه‌گيري، اثبات و استناد نيست. و از سويي برنامه‌ريزي براي توليد آن، از زلالي و تاثيرگذاري معنوي آن خواهد كاست و نهايتا موجبابت گريز و بيگانگي با عوامل درون و برون سازماني و مشتريان و مخاطبين را فراهم خواهد آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;شايد به همين دليل است كه مديريت سنتي كه در پي سود و حصول نتايج سريع است حوصله‌ي رفتارهاي دموكراتيك و بوروکراتیک را ندارد‏، چرا كه قدرت اعمال مدير را كند و گاه مختل مي‌كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مديريت سنتي اگر از منابع كاريزماتيك بهره جويد ميتواند توفيقات غيرقابل انتظاري را شاهد باشد اما اگر به هر دلیل نتواند با عوامل مؤثر رابطه ای قلبی و دوستانه برقرارکند، آن گاه براي پيشبرد سريع اهداف خود تنها ميتواند از &lt;STRONG&gt;روش حذف&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;نه اقناع&lt;/STRONG&gt; بهره جويد و اين همان &lt;STRONG&gt;روش ديكتاتورهاست&lt;/STRONG&gt;. عدم اعتماد بورد و پرس‌ناو به چنين روشي شايد ترس از همین دیکتاتوری باشد كه كنترل آن‌ها را براي اعمال اهداف و اغراض خاص مورد نظر خود‌ ناچيز كرده و احيانا از بين مي برد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما از سويي با تاييد جامي، مديريت زمانه در دوسال و نيم گذشته‏ بر پايه‌ي نوعي &lt;STRONG&gt;بوروكراسي سنتي مبتنی بر مشارکت استوار&lt;/STRONG&gt; بوده‌ است (آن‌چه جامي از آن به‌عنوان مديريت پست-بوروكراتيك نام مي‌برد) كه از چاشني &lt;STRONG&gt;اقناع&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;مشورت&lt;/STRONG&gt; بهره گرفته‌است و &lt;STRONG&gt;همين مشخصه توانسته ايده‌ي مبتكرانه و بديع اين رسانه را در كنار نيروي كاريزماي متقابل(بین مدیر، کارکنان و توليد‌كنندگان آثار فرهنگي و ساير عوامل)، با سرعتي قابل توجه به حداكثر نتايج مطلوب برساند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به گفته‌ي جامي مديريت بورد زمانه نتوانسته‌است به اين وجه تمايز مؤثر و مهم پي برده، آن را درك نموده و به آن اعتماد نمايد چرا كه زبان مشترك استانداردي براي رفع سوء تفاهمات در دسترس نيست تا بتواند نتایج کیفی را کمی کرده و به پرس ناو گزارش دهد، بورد نتوانسته پرس ناو را متقاعد نمايد و نهايتا ناگزير به اعمال &lt;STRONG&gt;تغييرات به عنف منتهی به قهر و طرد&lt;/STRONG&gt; شده‌است؛ كه به ادعای جامی نادیده گرفتن نقش مشارکت و به نظر من بعلاوه ی کاریزمای متقابل و اعمال روش های خشک بوروکراتیک، نهایتا منجر به كمرنگ شدن قدرت معنوي كاريزما و مشاركت، و نهايتا نابودي عشق و سرزندگي رسانه‌ي بديعي همچون راديو زمانه خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در چنين شرايطي ترس مالك و سرمايه‌گذار از به‌وجود آمدن يك &lt;STRONG&gt;ديكتاتوري غير‌قابل كنترل&lt;/STRONG&gt; است كه مي‌تواند باعث به يغما رفتن و بر باد رفتن سرمايه‌‌ شود، لذا در پي چاره‌جويي ناگزير از تن دادن به زبان مشترك(بوروكراسي دموكراتيك) است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به گفته‌ي جامي خواسته‌ي بورد زمانه در ماههاي اخير و پس از حصول توفيقات زمانه، با روش اعمال شده در دو سال و نيم گذشته مغاير است، چرا كه آنچه باعث چنين توفيقي شده‌است بر اساس روشي بوده‌است كه با اهداف عالي زمانه و آنچه در كارگاه تاسيس آن در جولاي 2006 با اجماع توافق شده بود همخوان بوده اما با خواست اخير بورد مغاير است؛ بنابراين اكنون مديريت بورد راديو زمانه دچار يك نوع &lt;STRONG&gt;نقض غرض&lt;/STRONG&gt; شده‌است و  &lt;STRONG&gt;او تحت تاثير اين نقض غرض ناگزير به طرد به عنف شده‌است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;جامي معتقد است رسانه‌اي مشاركتي هرگز نمي‌تواند با اصول مكانيكي عهد رسانه‌هاي يكسويه و تمركزگرا اداره شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;در كارگاه‌هاي اقتصادي&lt;/STRONG&gt; براي تشويق قوه‌ي ابتكار و تحريك انگيزه‌هاي كاري از پرداخت پاداش بهره‌وري( كه نظام‌مند است) و يا پرداخت وجوهي ( غير نظام‌مند) به تشخيص موضعي مدير اجرايي بهره مي‌برند، اما در كارگاه‌هاي غيرانتفاعي فرهنگي ( همچون رسانه‌هاي چند وجهي غير يكسويه) بويژه كه توفيق آن‌ها بر اساس مشاركت و تعامل و كنش‌ها و واكنش‌هاي غير قابل پيش بيني متقابل باشد‏، تنها ديسپلين مشخص مالي &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;–&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;اداري نميتواند كارساز باشد و در اين ميان نقش كاريزما و مشاركت متقابل -به ضرورت موقعيت‌‌هاي غيرقابل پيش‌بيني- بسيار تعيين‌كننده است.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot; size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تمام &lt;STRONG&gt;پويايي و سرزندگي و جذابيت&lt;/STRONG&gt; يك رسانه‌ي فرهنگي شايد به توليد كاريزماي غير مادي آن تحت مشاركتي وحشي مقدور باشد كه از آن به عنوان &lt;STRONG&gt;آنارشي جذاب&lt;/STRONG&gt; نام برده مي‌شود. &lt;STRONG&gt;اين عرصه هر چقدر براي غيرحرفه‌ايها جذاب است اما براي حرفه‌ايها جاذبه ندارد. &lt;/STRONG&gt;چرا كه حرفه‌ايها به جنبه‌ي &lt;STRONG&gt;مادي&lt;/STRONG&gt; فعاليت‌ها نظر بيشتري دارند، و شايد به همين دليل است كه اشخاصي مثل &lt;STRONG&gt;معروفي &lt;/STRONG&gt;بيشتر بر بستن قرارداد و تعيين حقوق مشخص تكيه دارند. چنين روشي از زمانه يك سازمان بوروكراتيكي خواهد ساخت كه كم كم &lt;STRONG&gt;روح زاينده&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;پويندگي&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;سرزندگي&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;عشق&lt;/STRONG&gt; را از دست خواهد داد هر چند به توليدكنندگان آثار فرهنگي آن يك &lt;STRONG&gt;امنيت خواب‌آور&lt;/STRONG&gt; تزريق خواهد كرد كه سم مهلكي براي عشق است. &lt;STRONG&gt;عشقي كه تاكنون خون زلال و گرم سرزندگي راديو زمانه بوده‌است.&lt;/STRONG&gt; در راستای چنین مدیریتی که حوزه ی اختیاراتش فراتر و حوزه ی پاسخگویی بوروکراتیکش کم تر از شيو‌هاي معمول است، ممکن است حق مطلب به فراخور توقعات تمامی دست اندرکاران و ذینفعان  ادا نشود، احیانا برخی نادیده گرفته شوند، برخی دلخور شوند اما در چنین رویداد مهمی باید جمع جبری و برآيند توفیقات بدست آمده  را در نظر گرفت. باید دید چه داده ای و چه میگیری. باید دید  آیا نسبت  سود حاصله به سرمایه گذاری انجام شده قابل توجه است یا خیر؟ که در مورد رادیو زمانه به تایید دوست و دشمن این بازدهی قابل توجه و چند برابر توقعات اولیه بوده است؛ هر چند مدیریت آن همانند مدیریت بحران، زیاد مبادی آداب بوروکراسی نبوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;من به جامي حق ميدهم‏، همانقدر كه به علوی، معروفي، اعضای بورد، و پرس ناو حق ميدهم؛ و لااقل در خلوص نيت هيچكدام از ايرانيها شك نمي كنم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چه آنكه: &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt;هر كسي از ظن خود شد يار من.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Nov 2008 21:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقض غرض</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6699&gt;يك عــــــــمر، دويـــــــديم به دو پا، از پيِ صنّار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6699&gt;تا قـــــــــطع كنيم، پــــاي ديابت زده‌ي خـويش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 19:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لوپ = Loop</title>
<link>http://mahgoon.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;روح گوسفند:&lt;/STRONG&gt; تو را براي چه سر بريدند؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روح انسان:&lt;/STRONG&gt; براي سبقت در خوردن وقرباني كردن تو.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- تو را براي چه سر بريدند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روح گوسفند:&lt;/STRONG&gt; براي شستن خون تو.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Nov 2008 09:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahgoon&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>mahgoon</dc:creator>
<guid>http://mahgoon.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
