عوامفریبی به قصد قربتا الی من!

نیت صاحبان قدرت در عوام فریبی، در جوامع سنتی فردسالار، قابل درک بوده و تقریبا غیرقابل انتظار نیست، و البته امری تاریخی است! عموما صاحبان قدرت، به نام مردم، تحت لوای قانون و حقوق مردم، سر حقیقت و مردم را  در روز روشن می برند، اما از شعار مردم مردم، و قانون قانون، کم نمیگذارند! خب این شیوه ی رایج تمام دیکتاتورهای تاریخ از نرون و فرعون گرفته تا امیرالمؤمنین معاویه و یزید، هیتلر و موسیلینی و استالین و شاه شهید و بن لادن و امثالهم است!

از دیکتاتورهای حق به جانب که بر گرده ی مردم، حق حق میکنند، توقعی نیست! آنها شمشیر را از رو بسته اند هر چند در لفافی مردمی(!؟) و رنگین! اما از مدعیان رسانه های حقیقتجو توقع است! هر چند در بازار مکاره ی سیاست صاحبان رسانه ها معمولا نمیتوانند مستقل بمانند! بنابراین طبیعی است که در عصر رسانه ها، آنها هم چه خودآگاه و چه ناخودآگاه دچار این بیماری عوامفریبانه گردند!

گذشته از اینکه سایت تابناک تریبون آقای محسن رضائی است، و به دلیل مصلحت و سیاست، در فضایی مبهم، یکی به نعل میزند یکی به میخ، اما ظاهرا مدعی آزاداندیشی است! در وانفسای تاخت و تاز مردم سالاران دروغین، سایت تابناک و سایتهای مشابه که مدعی نشر منصفانه ی اخبار و درج پیامهای منطقی هستند، و حتی در پای پیامها و اخبار خویش باکس نظرخواهی میگذارند و نظر خوانندگان محترم را هم جویا هستند! علی رغم شعارهای جاذب، عملا هنگام انتشار پیام خوانندگان خود، کاملا گزینشی و غیرمنصفانه عمل میکنند، گاه توهین های مخالفین آراء خود را منتشر میکنند اما نقدهای وزین و منطقی را عموما منتشر نمیکنند! من در محترمانه ترین حالت برای این سیاست گزینشی امثال سایت، واژه ای جز عوامفریبی نیافتم! آن هم عوامفریبی به قصد قربتا الی من!

برای نمونه: در ادامه ی درج چند نظر خوانندگان در  پای جوابیه ی  آقای مسعود رضائی با عنوان "محاجه با مدعی" به آقای کدیور در رابطه با نامه ی ایشان به رئیس مجلس خبرگان با موضوع استیضاح رهبری، چیزی نوشتم که عین آن را می آورم تا مصداقا مشاهده کنیم که سایت تابناک در ادعای خود راستگوست یا عوامفریب؟

در قسمت نظرخواهی این مقاله این پیامها را میخوانیم:

نظرات بینندگان:
حالا ببینیم این تابناک پاسخ کدیور را هم چاپ خواهد کرد!!!!
من که فکر نمی کنم!
تابناک این کامنت را هم چاپ نمی کند چه برسد به پاسخ کدیور.
زنده باد موسوی مرگ بر تابناک خائن در ضمن مگه کسی هم می تواند در ایران از این حرف ها بزند که نوشتند در قلب خاک امریکا !!! خوب شما فقط به همین سوال پاسخ بده تابناک عزیز فقط بگو کسی می تواند از این حرف ها بزند و راحت در ایران زندگی کند نه بگو جان امام حسین{ع} بگو بگو بگو دیگر از این تفسیرهات و خبرهات کلافه شدم .
بعد متن نامه را هم گذاشتید تا ما هم قضاوت کنیم
خیلی ببخشید ولی شما که دارید برای آقای کدیور تبلیغ میکنید!!
...... 
در نظر اول، هر خواننده ی تازه وارد و ناآشنا که پیامهای فوق را میخواند با خود میگوید: عجب سایت خوبی! آقای محسن رضائی عجب فهیم و دموکرات است که سایتش اینگونه نظرات مخالفین سیاستهای دولت و طرفداران فتنه(!؟) را منتشر میکند! ا و نتیجه میگیرد آقای محسن رضایی مردی آزاده و قابل اعتماد است! که ایرانیان میتوانند روی امانتداری او حساب کنند!

من هم در ادامه متن زیر را نوشتم تا ببینم آیا منطق را هم منتشر میکنند؟ یا نه!

سلام!

شما که برای نمایش و شعار آزادمنشی سایت تابناک، آن پیامهای زنده باد مرده باد بالا را منتشر میکنید دو کلمه منطق حقیر را هم منتشر کنید تا معلوم شود در نشر پیامها حقیقتا صادقید و یا قصد عوامفریبی و شعار روشن ضمیری دارید و بس!

عزیز من قانون که وحی منزل نیست!

اولا اعتقاد به ولایت و التزام به آن دو تاست! و گذشته از این اگر منی که به ولایت معتقد باشم یا نباشم الزاما نبایدا ین باور در تنها معوایم در جهان، و در میهن مشترکی به نام ایران، حقی فراتر از ایرانی بودن برایم ایجاد کند! بنابراین نمیدانم چگونه ممکن است قانونی محترم باشد اما به من به عنوان یک ایرانی در این میهن که تنها معوایم در کره ی خاک است و میراث پدرانم، حقی برای تصمیم گیری و تصمیم سازی ندهد؟! آیا چنین قانونی این حق مسلم را از مردمی مثل من غصب نکرده است؟ و آیا چنین قانونی میتواند محترم باشد؟! بنابراین:

دوما، قانونی که حقوق و حریم اراده ی مردم را به عنوان یک ایرانی نفی کند و به بهانه ی صفت خاص اسلامی، اولین حق انسانی من را که مشارکت در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری میهنم است را از من سلب کند، اصولا نمیتواند قانون محترمی باشد! که بتوان به آن استناد کرد!

قانونی که شاه را تثبیت کند و مردم هم نتوانند آن را از ترس تکفیر تغییر دهند که قانون محترمی نیست!

با کمی توجه ملاحظه میفرمائید که این قانون اساسی ما هم یک دور باطل بیش نیست. قانونی زمینی منتسب به مردم خطاپذیر که نتواند خود را به دست همان مردم اصلاح کند که حرمتی ندارد!

قانونی که نمایندگان به ظاهر منتخب مردمش را باید منتصبین یک نفر تعیین کنند(نه اراده ی سیال خود مردم) معلوم است که به دور باطل می افتد و به جز سلیقه ای خاص از انتخابات تمام مجالسش از جمله خبرگان و شورای ملی(؟!) و  شورای نگهبانش بیرون نمی آیند و در بازی انتخاباتش جز عوامفریبی چیزی از آن باقی نمیماند و معنای حقیقی انتخاباتش در واقع آلوده شدن به بازی انتصابات است!

چرا دوست دارید خودتان و مردم را بفریبید!

به قول خودتان، مگر ما بنده ی خدا نیستیم؟ مگر ما نباید پاسخگوی وجدان و حقیقت باشیم؟ مگر ما میتوانیم بدون ادعای وحی و قبول مردم تنها بر اساس استناجات سلیقه ای، شخصی و اجماعی که همه نسبی اند، به نام حقیقت مطلق، به قوانین غیرنسبی دست یابیم و بر مبنای ادراکات محدود خویش از پیام وحی هر چه غیرخودی را تکفیر و حذف کنیم؟

چرا با واژه ی مردم و حقوق و اراده ی او بازی میکنید؟

من این متن را در وبلاگ خود منتشر میکنم تا ببینم آیاباز هم مثل پیامهای بالا  که نوعی نمایش دموکراسی است، ادعای حقیقتجویی شما صحت دارد یا نه!

در راه حق موفق باشید!

البته نه حقی که یک بنده خطاپذیر خدا آنرا تعریف، تائید، تصویب و به عالم امکان حقنه کند! و متقدینش اگر شانس بیاورند ملحد، کافر حربی و مرتد نباشند، لااقل از کمترین حقوق بشری یعنی حق تصمیم گیری و تصمیم سازی و تغییر قوانین خودنوشته محروم باشند! 

کاری که فرعون هم به نام حقیقت انجام میداد و ساحران برای ایمان به موسی باید از او اجازه میگرفتند!