درخت بي بار و بر
گره كور عدم بهرهوري
بيثباتي و عدم امنيت پايدار
اين روزها كه غالبا همه از علل شكست در المپيك، خرابي اقتصاد و نابساماني زندگي مردم يك كشور سخن ميگويند و مسئولين هر نهاد اجتماعي از وزير بگير تا رييس خانواده، تقصير ناكاميها را بر گردن ديگري مياندازند، خودآگاه يا ناخودآگاه بهنوعي درگير قواعد يك بازي معيوب شدهاند كه آنها را به سر منزل مقصود كه همانا احساس رضايت از محصول تلاش خويش است نرسانده و به كشف راهكار و شيوهي درمان ناهنجاريهاي حضورشان در عرصهي زندگي رهنمون نكرده، و حتي در صورت كشف راه نجات، آنان را در هزارتوي قواعد متناقض آن بازي به بيراهه ميكشاند.
اساسيترين اصل بهرهوري و حصول نتايج بهينه در هر عرصهاي، وجود ثبات فرا زماني و فرا مكاني است كه فضاي امن و قابل شناسايي مناسبي را براي تدوين و اجراي برنامههاي كلان بلند مدت بهمنظور شكوفايي عناصر و متغيرهاي درون آن سيستم فراهم ميسازد. پس از فراهم آمدن اين فضاي امن است كه موضوع كيفيت شيوهها و برنامههاي استراتژيك بلندمدت براي نيل به توفيق مطرح ميگردد.
ثبات و امنيت پايدار هر سيستمي ريشه در چارچوب و ساختار باثبات حاكم بر آن دارد كه با تغيير زمان و عناصر حاكم بر آن ناامن و غيرقابل پيشبيني نگردد. اصول قطعي و غيرقابل تفسير قانوناساسي هر كشوري كه بر پايهي اراده و خواص بالقوه و بالفعل ملي باشد چنين محيطي را فراهم ميسازد.
اگر اين قانون اساسي غيرقطعي و قابل تفسير بوده و متكي به سلايق شخصي-نه ملي- باشد، هيچگاه چنين ثباتي مهيا نخواهدشد؛ چرا كه با تغيير سلايق و عناصر مفسر قانون اساسي، اين اصول هر لحظه بهواسطهي قدرتي غير ملي قابل تغيير بوده و خانهاي كه از پايبست متزلزل و ويران باشد هيچ نقش ايواني امنيت پايدارش را تضمين نخواهدكرد.
بدينگونه است كه در تاريكي گردابي چنينحائل، تنها فروغ تكچهرهها و سابسيستمهاي مغفول نسبتامستقل، گاه، شايد بتواند درخششي داشته باشد، كه البته نبايد با توفيقات بنيادي اشتباه گرفتهشود.
براي به ميوه نشستن هر درختي علاوه بر تامين كيفيت و كميت آب و خاك و نور كافي راهي جز تامين و حفظ سلامت ريشهها نيست. ريشه اگر پوسيده باشد هيچگاه اين درخت ميوه نخواهد داد.